Free Web Site - Free Web Space and Site Hosting - Web Hosting - Internet Store and Ecommerce Solution Provider - High Speed Internet
Search the Web

 

بازگشت                                                                                              

     

 

ويسواوا شيمبورسكا

 

        شكنجه       

 

 

چيزي تغيير نكرده

جسم درد پذير است

بايد بخورد نفس بكشد بخوابد

پوستِ نازكي داردو زيرِ آن خون

تعدادِ زيادي دندان و ناخْن دارد

استخوان هايش شكستني و مفصل ها جدا شدني

همه ي اين ها را هنگامِ شكنجه در نظر مي گيرند .

 

چيزي تغيير نكرده

جسم مي لرزد

همان گونه كه قبل از ميلاد و بعد ازآن مي لرزيد

در قرنِ بيستمِ قبل از ميلاد و بعد از آن

شكنجه همان گونه كه بوده  هست

فقط زمين كوچك تر شده

وهر اتفاقي كه مي افتد انگارپشتِ همين ديوار مي افتد

 

چيزي تغيير نكرده

فقط بر جمعيت افزوده شده

بر جْرم هاي قديمي جْرم هاي تاره اي اضافه شده

جرم هاي واقعي ، تحميلي ، لحظه اي ، جرم هايي كه جرم نيستند

اما فريادي كه جسم با آن تاوانش را مي پردازد

مطابقِ معيارهاي جاوداني

فرياد معصوميت بوده است و خواهد بود

 

چيزي تغيير نكرده

تنها شايد آداب ورسوم ، مراسم ، رقص ها

حركتِ دست هايي كه سپرِ سر  مي شوند

همان گونه است كه بوده

جسم در هم مي پيچد كلنجار مي رود و رها مي شود

از پا  در مي آيد و مي افتد  زانوبغل مي گيرد

كبود مي شود  ورم مي كند  آبِ دهانش راه مي افتد ، غرق در خون

 

چيزي تغيير نكرده

به جز جريانِ رودخانه ها

خطِ جنگل ها ، ساحل ها ، بيابان ها و يخچال ها

روحِ آدمي در ميان اين مناظر مي خزد

محو مي شود  بر مي گردد  نزديك ودورمي شود

بيگانه براي خود ، دست نيافتني ، يك بار مطمئن به وجود خويش

بارِ ديگر نامطمئن

در صورتي كه جسم  هست  هست و هست

ونمي داند كجا مي رود .

 

 

 

 دستورِ مصرف

 

 

من قرصِ مْسكنُم

در خانه عمل مي كنم

در اداره تاثيرم پيداست

سرِ جلسه ي امتحان مي نشينم

در محاكمه حاضر مي شوم

با دقت تكه هاي ليوانِ شكسته را به هم مي چسبانم  -

فقط مرا بخور

 زير زبان حلم كْن

فقط قورتم بده

و رويش آب بخور

 

مي دانم با بد بختي ، بايد چكار كرد

چگونه خبرِ بد را تحمل كرد

بي عدالتي ها را كاهش داد

و فقدانِ خدا را چگونه معلوم سلخت

وكلامِ عزاداري مناسب چهره انتخاب كرد

منتظرِ چه اي –

ترحم شميايي را باور كْن  .

 

هنوز جواني آقا  ( يا خانم )

بايد به زندگيت سروساماني بدهي

چه كسي گفته

 كه زندگي بايد دليرانه سپري شود ؟

 

پرتگاه خود را به من بده –

آن را با رؤياها هموار خواهم كرد

آقا ( يا خانم ) از من سپاسگزار خواهي بود

به خاطرِ چهار دست و پا فرود آمدنت .

 

جانِ خود را به من بفروش

خريدارديگر نصيبت نخواهد شد

شيطانِ ديگري هم وجود ندارد .

 

 

 

برگرفته از ، آدمها روي پل /  ويسواوا شيمبورسكا  /  ترجمه ،  مارك اسمو ژنسكي /

شهرام شيدايي / چوكا چكاد /

 نشرِ مركز  .

 

 

 


بازگشت

bby nendoke/                                     more in AAD:

CHAT               درباره ما